شما اینجا هستید: خانه / متفرقه / چگونه ارتباط برقرار کنیم؟

چگونه ارتباط برقرار کنیم؟

مقدمه
یکی از مقوله‌های چالش برانگیز در دنیای مدرن چگونگی ارتباط بامردمانی است که هر روز با آنان مواجه هستیم. این معضل شاید در دهه‌های گذشته بهاندازه امروز چندان بحث برانگیز نبوده است چه آنکه جهان کهن با خود رسم‌ها وهنجارهایی به همراه داشت که ارتباط نیز جزء لاینفک آن محسوب می‌شد. اما اینک دنیایصنعتی و تراکم و انبوه اعمال روزانه این امکان را به سهولت ایجاد نمی‌کند. در نتیجهچگونه ارتباط برقرار کردن یکی از دشوارترین فرایندهای ارتباطی است.

ایجاد شرایط مناسب برای مخاطب
برای بحث کردن نیاز است که تمامی شرایط روحی، جسمی ، فیزیکی و محیطی فرد را در نظر بگیریم به گونه‌ای که این عوامل ثانویه باعثپیش داوری و یا قطع بحث نشود بلکه شرایط باید آن‌چنان مناسب باشد که فرد خود اشتیاقبه ادامه صحبت داشته باشد. ما می‌توانیم برای بهتر استفاده کردن از این عامل مهمارتباطی ، محیط‌های سرسبز و یا دعوت کردن فرد به صرف چای در یک محیط آرام یا درکنار یک آبشار را به فرد پیشنهاد کنیم. زیرا زمانی که فردی به چنین محیطی دعوتمی‌شود، خود را برای صحبت آماده کرده است و در واقع تا آماده نباشد این دعوت راقبول نمی‌کند. در نتیجه با قبول این دعوت شما می‌توانید برای انجام یک گفت وگوشرایط را مناسب بدانید.
کسب اطلاعات پیرامون موضوع
در شروع گفت‌وگو سعی کنیم از موضوعاتجدال‌آفرین و پرخاشگر شروع نکنیم. مثلا زمانی که در یک محیط دلباز هستیم اول سعیکنیم درباره طبیعت و محیط صحبت کنیم و بعد وارد بحث شویم. در ضمن برای صحبت در موردیک موضوع باید اطلاعات و معلومات نسبت به آن را داشته باشیم و یک شناخت نسبی هم ازطرف مقابل وجود داشته باشد.
چگونه شروع به صحبت کنیم
بعد از صحبت کردن در مورد پیرامون‌مان و یاموضوعاتی که بحث‌انگیز نیست می‌توانیم با کلمات «خب، از آن موضوع چه خبر؟» ، «بگوببینم چطور شد؟» و با یک احساس همدردی شروع به صحبت کنیم و وارد موضوع اصلی شویم ماباید به گونه‌ای این بحث را سر بگیریم که هم مفاهیمی که در ذهن ماست انتقال دهیم وهم اشتیاقی ایجاد کنیم که فرد به ادامه بحث تمایل نشان دهد. برای این کار لازم استمنافع شخص مقابل را در نظر بگیریم و سعی نکنیم صحبت‌های ما مقاومت فرد رابرانگیزد.

حتی اگر در شروع احساس کردیم که فرد در حال مقاومت کردن است باهمدردی و فاش کردن درونیات فرد مقاومت او را کاهش دهیم. ما باید آنقدر اطلاعات راجعبه موضوع بحث داشته باشیم تا بتوانیم با فرد همدردی کنیم و خودمان را جای اوبگذاریم و به درونیات ذهنی او پی ببریم. به زبان عامیانه متوجه شویم که او اکنون درچه فکری است و زمانی که ما بتوانیم فکرش را دریابیم با بیان چیزی که او درصدد پنهانکردنش است مقاومت او را می‌شکنیم.
تعریف و تمجید
سعی کنیم در صحبت کردن از نقاط مثبت فرد شروع کنیم. مهمنیست درجه این نقاط مثبت در فرد به چه اندازه‌ای است مهم این است که این نقاط برایما چقدر مهم است. یعنی ما می‌توانیم با بزرگ شمردن این نقاط مثبت او را برای شکوفاکردن آن تشویق کنیم و در واقع فرد را به سمتی رهنمود کنیم که خودمان علاقه داریم ومی‌خواهیم بحث مان به آن سمت ادامه یابد. مثلا به او بگوییم شما خیلی انتقادپذیرهستید و برای این که خود فرد از این صفت خود مطمئن شود یک مثال برای او بزنید وبگویید من توجه کردم زمانی که به شما می گوییم این طرز رفتار با فرزندتان در میانجمع درست نیست شما به جای اینکه ناراحت شوید و یا حتی از دست من عصبانی شوید سعیمی‌کنید رفتارتان را با کودکتان تغییر دهید، در این مثال فرد ممکن است آنقدر از دستکودکش خسته شده باشد که نخواهد واکنش نشان دهد. ولی تعبیری که ما از رفتارش می‌کنیمفرد را به تغییر رفتار سوق می‌دهیم و این نوعی تقویت است که در گفت‌وگوها مؤثرمی‌باشد.

آگاهی از حس مخاطب نسبت به خود
ما باید از حسی که فرد نسبت به ما داردآگاه باشیم و از این حس برای ادامه گفت وگو استفاده کنیم. سعی کنیم بدانیم فرد بهچه اندازه‌ای به ما علاقه دارد و با توجه به این علاقه ما می‌توانیم به نفع شخصصحبت کنیم. زیرا زمانی که نفع شخصی خود را در نظر نمی‌گیریم و در عوض منافع اوبرایمان محترم است فرد احساس راحتی به او دست می‌دهد و می‌داند که کسی حامی او هستو ضرر را تقبل می‌کند. بطوری که اگر یک قسمت بحث به ضرر فرد باشد آن را قبول می‌کندو هیچ اعتراضی در میان نیست.
خودفاش‌سازی
در ادامه بحث برای اینکه موضوع روشن شود، یک مثال زنده درمقابل فرد نشان دهیم، می‌توانیم یکی از مشکلات خودمان را و یا مشکل یک فرد نزدیک کههر دو طرف می‌شناسند. البته با اجازه فرد ثالث و یا این که بدانیم فرد ثالث از اینکه کسی این موضوع را بداند ناراحت نمی‌شود، بازگو کنیم. این باعث می‌شود که فردمشکل خود را یگانه مشکل دنیا نداند و یا حتی با راه‌حل‌هایی که دیگران برای مشکلخود در پیش گرفته بودند و موفق شدند مشکل خود را حل کند.
مخاطب خود را دوست داشته باشید
ما باید سعی کنیم آنقدر احساس همدلی وهمرنگی با مخاطب داشته باشیم که در ضمیر ناخودآگاه او را دوست داشته باشیم وعلاقه‌مند باشیم به اینکه مشکل‌اش را حل کنیم. کارلآر. راجرزرا بیشتر به خاطر کار در روان‌درمانی می‌شناسند و این کار اودر شکل‌گیری نظریه‌اش نیز تأثیر داشته است. او معتقد بود که برخی روابط در زندگیروزمره موجب افزایش کارکرد مناسب روانی می‌گردد. در بحث ارتباطات می‌گوید برایداشتن یک بحث سالم و ادامه یافتن آن به ۳ اصل اساسی باید توجه کرد:
پذیرفتن فرد بدون قید و شرط
همدلی و همدردی
صداقت و همرنگی
پذیرفتن فرد بدون قید و شرط
یعنی فرد را با تمامی خوبیها و بدیها پذیرفتیمو برای پذیرفتن آن شرطی نگذاریم مثلا نگوییم چون شخصی پولدار نیست نباید با او درمورد این مسأله صحبت کرد و یا اگر احساس کنیم که عقیده او با عقاید ما در یک خط سیرنمی کند با او وارد مذاکره نشویم ما باید یاد بگیریم که هر کسی را با هر توانایی وشرایطی بپذیریم. یعنی زمانی که با او صحبت می‌کنیم به جز موضوع بحث و یا مشکل بهچیز دیگری توجه نکنیم و سو گیری نداشته باشیم این یعنی پذیرش بی‌قیدو شرط.
همدلی ، همدردی
سعی کنیم با او همدردی کنیم، خودمان را جای او بگذاریم واحساسش را درک کنیم با توجه به این که احساس انتقال دادنی نیست ولی با اندکی سعیمی‌توانیم در جایگاه فرد قرار بگیریم. این بدان معنا نیست که اگر فرد به اندازه ایناراحت است که گریه می‌کند ما هم با او گریه کنیم، بلکه با حالت غمگینی خودمی‌توانیم حالت غم‌انگیز او را درک کنیم. بعضی اوقات می‌توانیم با سر تکان دادن،حرفهای او را تأیید کنیم و حتی با تکرار حرف او می‌توانیم به او بفهمانیم که بهحرفهایش گوش می‌دهیم.
صداقت و همرنگی
ما باید یک رابطه‌ای را ایجاد کنیم کهصداقت و همرنگیجزء ارکان اصلی باشد. بایداین اطمینان را به فرد بدهیم که همه حرفهایی که زده می‌شود، همه با صداقت است ودروغی وجود ندارد. باید یک جوی به وجود آورده شود که اعتماد و اطمینان در آن حاکمباشد و فرد بداند که این حرفها از ته دل گفته می‌شود و همچنین این اطمینان را بهمخاطب بدهیم که این حرفها به گونه راز هیچ گاه بر ملاء نمی‌شود و اگر جایی هم بازگوشود با اجازه خود شماست. ما باید آن قدر در این کار تمرین کنیم و این جو اطمینان واعتماد را بوجود بیاوریم که شکی باقی نماند.

در پایان این ارکان چیزی کهخیلی مهم است پیش داوری نکردن است. ما نباید قبل از این که با مخاطب صحبت بکنیمدرباره او نظر دهیم و همچنین نباید در نتیجه‌گیری بحث ، سوگیری داشته باشیم. یعنینظر خودمان را القاء کنیم و جمع‌بندی بحث را فقط از آن جنبه که خودمان می‌بینیمانجام دهیم. علاوه بر مسائلی که ذکر شد عواملی دیگر در یک ارتباط مؤثر وجود دارد.ازجمله اینکه ما باید یک ارتباط غیرکلامی با مخاطب به وجود آوریم. خود این ارتباط به۴دسته تقسیم می‌شود:
وضع بدنی
تماس چشمی
لبخند
وضع بدنی
هنگامی که افراد از لحاظ هیجانی آرمیده‌اند، گرایش به آن دارندکه در وضعیت راحت و آرمیده‌ای ایستاده یا بنشینند. دستها به حالت باز هستند. یعنی،در هم گره نشده‌اند. هنگامی که از لحاظ هیجانی عصبی و ناراحت‌اند، در حالتی ناآرام. با دستانی به هم فشرده و گره خورده گویی که در برابر باد مقاومت می‌کنند می‌ایستندیا می‌نشینند. وضعیت آرمیده یا تنیده احتمالا از سوی دیگران به عنوان علامتی دال برعلاقه یا بی‌علاقگی نسبت به آنها تلقی می‌شود، خم شدن به سمت جلو با حالتی که زاویهملایمی دارد، شاید علاقه‌مندی یا توجه است. تکیه به عقب و زاویه باز نسبت به جلوعلامت بی‌علاقگی یا علاقه کم است. خم شدن به سمت جلو و همراه با حالت خودمانی وگشوده به طرف مقابل این علامت را می‌دهد که به صحبت خود ادامه دهد.
تماس چشمی
هنگامی که کسی مشغول شنیدن است، نسبت به زمانی که مشغول صحبتاست، تماس چشمی بیشتری برقرار ساخته و آن را حفظ می‌کند. همین طور زمانی که کسی طرفمقابل را دوست دارد، تماس چشمی بیشتری برقرار می‌شود. افزایش تماس چشمی (اما نهخیره شدن، که ممکن است علامت مخالفت و عناد تفسیر شود) می‌تواند علامتی برای تشویقدیگری باشد. دوختن چشمها به کف اتاق می‌تواند علامتی باشد که برای آن که دیگری حرفخود را قطع کند. افزایش تماس چشمی نیز می‌تواند نشانه صمیمیت باشد. اما ، خیرگیدائمی ممکن است باعث ناراحت کردن طرف مقابل شود.
لبخند
افرادی کهلبخندمی‌زنند، معمولا جذاب‌تر از افراددیگر درجه بندی می‌شوند، حتی زمانی که به افراد درجه‌بندی‌ کننده بگوییم مواظبتأثیر لبخند بر ارزیابی خود باشند.
استفاده از علائم غیرکلامی برای بهبود ارتباط
به یک معنا ،مهارت‌های خوب گوش فرا دادنرا می‌توانمهارت‌های خوب تماشا کردن دانست. اگر به علائم غیرکلامی طرف مقابل توجه کرده و آنرا درست تفسیر کنید، می‌توانید پیام کلی آن فرد را کاملتر درک نمایید. به عنوان یکشنونده ، زبان بدنی شما پیام‌هایی به گوینده ارسال می‌دارد. شما می‌توانید مقداریاعتماد ارائه کرده و فضایی فراهم آورید که نشان می‌دهد خواهان شنیدن آن چیزی هستیدکه او می‌خواهد به شما بگوید. چنین وضعیتی با استفاده از حالت بدنی باز و آرمیده،تمایل به سوی جلو ، تماس چشمی خوب و تکان دادن سر در زمانهای مختلف بدست خواهدآمد.

به یک معنای دیگر ، مهارت‌های خوب صحبت کردن عبارتند از مهارت‌های خوبرفتار کردن .شاید بخواهید از این موضوع مطمئن شوید که نکند زبان بدنی شما به جایتقویت پیام کلمات‌تان آن را تضعیف می‌کند، اگر شدت آهنگ صدایتان را متوسط کرده وتماس چشمی خوبی برقرار کنید، شاید احتمال جدی گرفتن تقاضای شما بیشتر شود. اما صدایآرام با چشمانی روبه پایین چنین حالتی را ندارد.علائم غیرکلامی می‌توانند مانعارتباط روشن و صریح شوند. اما این نیز درست است که آنها می‌توانند صراحت یک ارتباطرا تسهیل کنند.
منبع: سایت رشد

درباره ی حمیدرضا هاشمی علیا

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد . فیلدهای موردنیاز علامت گذاری شده اند *

*

*

code

بپر بالا !