شما اینجا هستید: خانه / متفرقه / صد فرمان مدیریتی از نهج البلاغه

صد فرمان مدیریتی از نهج البلاغه

بشر بعد از عبور دوران ابتدایی به مباحثی از قبیل منشأ حکومت با مردم و تقسیم کار میان طبقات مختلف و سازمان های اجتماعی و شیوه همکاری دسته جمعی توجه کرده است و به راه حل هایی دست یافته است که پایه و اساس مدیریت است.
گرچه امروز علم مدیریت بسیار گسترش یافته و به شاخه های مختلفی تقسیم شده است ? اما متون دینی ما دربار? الگوهای مدیریتی در پی آن است که به بررسی اخلاق مدیریتی و شیوه های آن از دیدگاه امام علی(ع)بپردازد و نگارنده ذیلاً نکاتی را در خصوص اخلاق ، نظام حکومتی و شیوه مدیریتی امام متقیان علی (ع) به اطلاع علاقمندان می رساند .
الف) اخلاق مدیریتی :
مدیر علاوه بر دانش و مهارت باید از اخلاق مدیریتی نیز برخوردار باشد ؛ امام علی(ع)به مدیران خویش یاداوری می کند که آنان خدمت گزاران مردم هستند و باید دارای صفت های اخلاقی ذیل باشند:
۱٫    لطف و محبت : اصل اساسی اخلاق مدیریتی?لطف و محبت نسبت به هم? اقشار مردم است?حتی سخت گیری نسبت به مخالفین فکریش را نمی پسندد و استاندارانش می خواهد که حقوق اساسی هم? اقشار را تأمین کنند و در برابر مردم فروتن و متواضع باشند.
۲٫    صبر و پایداری : امام مدیران را به صبر در برابر مشکلات و بردباری در برابر خطاهای مردم دعوت می کند و از آنان می خواهد که در هیچ کاری با عجله و شتاب تصمیم نگیرید. حتی در مجازات خطاکاران ?البته این صبر و بردباری به معنی سستی در انجام وظایف نیست.
۳٫    چشم پوشی و گذشت : مدیران باید خطاها و لغزش های مردم را نادیده بگیرند و آنان را مورد عفو قرار دهند.امام علی(ع)? بد ترین افراد را کسی می داند که عیوب مردم را جستجو می کند وآنان را افشاء می نماید.
۴٫    صراحت و قاطعیت : مدیران باید در مواقع حساس به صراحت تصمیم بگیرند و با قاطعیت آن را اجرا کنند.البته اصل اساسی مدارا و گذشت است?اما در اجرای قانون و ایجاد عدالت باید با قاطعیت اقدام کرد و خیانتکاران را مجازات نمود تا دیگر کسی به حقوق مردم ستم نکند.
۵٫    مستبد نبودن : البته صراحت و قاطعیت نباید منجر به استبداد شوم شود.امام علی(ع)استبداد را بلای بزرگی می شمارد که موجب فساد در دل و سستی در دین و سبب ایجاد حوادث سخت برای حکومت می شود.
۶٫    مشورت کردن : امام علی(ع) به جای استبداد در رأی از حاکمان و مردم می خواهد که با یکدیگر مشورت کنند و از عقل همدیگر یاری بگیرند.
ب ) نظام مدیریتی امام علی(ع):
امام علی(ع)بر اساس نیازهای جامعه و به قصد اصلاح امور مردم و پیشرفت کارهای اجتماعی و رفاه اجتماعی?عمومی نظام مدیریتی دقیقی را برنامه ریزی می کند تا استاندارانش با توجه به طبقات مردم و نیازهای آن بتوانند به ادار? جامعه بپردازند .
ج )  شیوه های و روش های مدیریتی :
روش های برجسته امام علی(ع) را چنین می توان خلاصه کرد:
۱٫    نظم و برنامه ریزی : امام علی(ع)بعد از سفارش به تقوای الهی به نظم در کارهای اجتماعی تأکید می کند و خودش نیز الگوی نظم و انضباط است.
۲٫    رعایت قانون و اجرای عدالت : امام علی(ع) به رعایت قانون الهی و سنت های پسندیده رایج تأکید می کند و با هم? مردم به انصاف و عدالت رفتار کند.
۳٫    مسئولیت دادن به دیگران : بهترین روش های مدیریتی تعیین مسئولیت وظایف است تا بتوان افراد را مؤاخذه کرد.
۴٫    تقویت انگیزه ها : او خلافت را به قصد خدمت به مردم و اصلاح امور اجتماعی پذیرفته است و به استاندارانش توصیه می کند که حکومت را طعمه و غذا ندانند ? بلکه آن را وسیله ای برای خدمت به مردم قرار دهند . البته او از حقوق مادی مدیران غافل نیست.
علیهذا، بر اساس موارد و دستورات موجود در نهج البلاغه امیرالمومنین علی (ع) ، ۱۰۰ نکته مدیریتی از فرمایشات حضرت امیر استخراج شده و به منظور استفاده علاقمندان و مدیران محترم ،
در اختیار ایشان قرار داده می شود .
۱٫    مدیر قبل از دیگران باید به اصلاح خویش بپردازد .
۲٫    امور و کارها در گرو نتایج خود هستند .( اصل بازخور در مدیریت استراتژیک )
۳٫    پشتکار و جدیت در کار موجب پوشاندن عیبها می شود.
۴٫    شخصیت آدمی از خلال کارش متجلی می شود.
۵٫    در کار ناگزیر باید از کتمان و رازداری کمک جست .
۶٫    در درگیریها و اختلافها ، مدیر باید خود را مقصر بداند . ( حمایت از کارمند )
۷٫    طمع ، شکایت بردن به مردم و بدون توجه لب به سخن گشودن از عوامل ضعف مدیر است .
۸٫    باید در پی به دست آوردن دوستان و ماندگاری بر دوستی و تباه نساختن آن بود .
۹٫    آرزوی دروغین که مایه فریب انسان می گردد ، خیال را لباس واقعیت می پوشاند .
۱۰٫    غنیمت شمردن فرصت ، اساس موفقیت در هر کاری است .
۱۱٫    آدمی به زبانش شناخته می شود .
۱۲٫    ارزش آدمی از خلال مهارتها و شایستگیهای او نمایان می شود .
۱۳٫    رای سنجیده از تلاش نافرجام بهتر است .
۱۴٫    کوتاهی در عمل موجب غم و اندوه می گردد .
۱۵٫    آدمی باید توانمندیها و شایستگیهای خود را بشناسد .
۱۶٫    صبر و شکیبائی یکی از ارکان موفقیت است . ( بردباری اصل اول مدیریت )
۱۷٫    استبداد راه شکست است .  ( پرهیز از دیکتاتوری و استفاده از خرد جمعی )
۱۸٫    هدف وسیله را توجیه نمی کند. ( پرهیز از استفاده ابزاری از کارمندان و امکانات )
۱۹٫    سعه صدر، نشانه موفقیت مدیر است .
۲۰٫    بهترین راه، بستن راههای بدی و گشودن راه نیکوکاران است.
۲۱٫    نمی توانی بدی را از محیط خود دور کنی مگر این که آن را در خودت از بین ببری.
۲۲٫    کوتاهی در کارها موجب پشیمانی و حسرت است.
۲۳٫    حق باید معیار در هر کاری باشد.
۲۴٫    باید برنامه روزانه ای داشت که در بردارنده ساعاتی برای استراحت و بیرون کردن غم و اندوه از دل باشد.
۲۵٫    نرمی و مدارا، راه کسب محبت دیگران است.
۲۶٫    آدمی در شرایط سخت ، شناخته خواهد شد.
۲۷٫    اختلاف بین مسئولان موجب از بین رفتن تصمیمها می گردد. ( پرهیز از تفرقه و اتخاذ تصمیم جمعی )
۲۸٫    صفات رهبر عبارت است : هیبت ، انصاف ، بخشش بر دیگران و تواضع . ( معیار انتخاب مدیران )
۲۹٫    باید با نفست مبارزه کنی تا به کار مناسب و در خور برسی .
۳۰٫    با پدیدار شدن ظلم، مدیر عزل می شود . ( نظارت مدیریت ارشد )
۳۱٫    معیار کارها به ماندگاری آنهاست نه کثرت آنها .
۳۲٫    کارها را به موقع خودش انجام ده ، نه زودتر و نه دیرتر .
۳۳٫    مشورت کردن ، الزام آور نیست.
۳۴٫    خوشرویی و شادابی موجب راه یافتن به قلب دیگران می شود.
۳۵٫    خواندن باید مقرون به عمل باشد. ( لم تقولون ما لا تفعلون )
۳۶٫    در هنگام مدح و ذم متعادل باش.
۳۷٫    اطاعت نکردن از مافوق و تکبر بر زیردستان ، ظلم است .
۳۸٫    معیار اطاعت ، مسئولیت پذیری است.
۳۹٫    کارها باید مطابق اصول علمی صورت گیرد.
۴۰٫    معیار رهبری ، پاسخگویی به نیازهای مردم است.
۴۱٫    هنگام سخن گفتن ، سخنت باید از سرآگاهی باشد و گرنه سکوت بهتر است.
۴۲٫    ضرورتی ندارد که همه اهدافت در یک زمان تحقق یابد.
۴۳٫    روز را باید به سه بخش تقسیم کرد : ( برنامه ریزی روزانه )ساعاتی برای عبادت ، ساعاتی برای کار و ساعاتی برای استراحت .
۴۴٫    زشتیهای دنیا را می توان با زهد ورزیدن نسبت به دنیا کشف نمود.
۴۵٫    همه چیز را برای خود مخواه . ( پرهیز از زیاده خواهی )
۴۶٫    شرایط زندگی یکسان نیست.
۴۷٫    بردباری، عیبهای آدمی را می پوشاند.
۴۸٫    فرمانده در میدان شناخته می شود.
۴۹٫    هرگاه در کسی صفتی نیکو یافت شد، باید منتظر صفات خوب دیگر بود.
۵۰٫    مدیر باید در امور ضروری مربوط به کارش ، از فقه آگاه باشد.
۵۱٫    با کاستن شوخی ، احترام می بینی .
۵۲٫    قناعت ، سرمایه افزوده است.
۵۳٫    با تسامح و ارج گذاری به امور، مدیر می تواند با سخت ترین مشکلات مواجه شود.
۵۴٫    مدیر باید خود را فردی عادی فرض کند ؛ آن گاه بپرسد از یک مدیر چه انتظاری دارد اگر از زیردستان او باشد ،هر آنچه را که انتظار داری، دیگران از تو انتظار دارند.
۵۵٫    نسبت به رای مردم در باره افراد غافل مباش، کسی که مردم او را صالح می شناسند، پس صالح است.
۵۶٫    مردم برادران تو هستند، پس باید به چشم برادری به آنها بنگری .
۵۷٫    سلسله مراتب اداری باید رعایت شود.
۵۸٫    حق و عدل ، معیار و رضایت مردم ، هدف است. ( عدالت محوری )
۵۹٫    در پی کشف عیبهای زیردستان نباید بود. ( وا… ستار العیوب )
۶۰٫    راه سخن چینان را در فتنه ها ببند. ( پرهیز مدیر از دهن بینی )
۶۱٫    با بخیل و ترسو و حریص نباید مشورت کرد. ( دقت در انتخاب مشاور )
۶۲٫    اجازه مدح و ثنا در کاری که مدیر انجام نداده است، نباید داده شود.
۶۳٫    نیکوکار و بدکار نباید مساوی باشند.
۶۴٫    قانون یا طرح پیشین را نباید لغو نمود . ( احترام به تصمیمات مدیران قبلی )
۶۵٫    تشکیل هیات مشاوران با ترکیبی از متخصصان و افراد با تجربه ضروری است .
۶۶٫    شرایط به کارگیری افراد  دارای گوهری نیک ، از خاندان پارسا ، دارای سابقه نیکو ، دلیران و رزم آوران و بخشندگان و جوانمردان فراهم شود .
۶۷٫    مدیر باید همچون پدری باشد و بر کارکنان همچون پدر نظارت نماید.
۶۸٫    نگاه به کارکنان باید از سر عدالت و انصاف باشد.
۶۹٫    آگاهی از امنیت شغلی از امور ضروری مدیریت است. ( پرهیز از فریب کارمند )
۷۰٫    سلسله مراتب اداری باید بر آزمایش و امتحان افراد مبتنی باشد.
۷۱٫    رعایت ضوابط نه روابط .
۷۲٫    نیازهای حیاتی کارمند ، میزان حقوق او را تعیین می کند .
۷۳٫    گماردن بازرسان مخفی بر کارکنان لازم است. ( نظارت نا محسوس )
۷۴٫    طمع مدیران موجب فقر دیگران می شود.
۷۵٫    بیش از آنچه که گرفته می شود، باید بخشیده شود . ( گذشت و بخشش مادی و معنوی )
۷۶٫    مدیر نباید فریب ظواهر را بخورد.
۷۷٫    از وظایف مدیر آن است که جلسه عمومی تشکیل دهد تا کارکنان با آزادی کامل حرفهای خود را بزنند. ( استفاده از رد جمعی و ایجاد شرایط مشارکت کارمندان در فرآیند تصمیم سازی )
۷۸٫    برخی از کارها را مدیر خود باید انجام دهد .
۷۹٫    کار امروز را به فردا میفکن .
۸۰٫    مدیر برای تقویت اراده باید ساعتی از وقت خود را به عبادت بپردازد.
۸۱٫    اشراف مستمر ناشی از احاطه کامل است و این یکی از ضرورتهای مدیریت می باشد.
۸۲٫    در موقعیتهای پیچیده، مدیر باید دور اندیش باشد. ( محوریت تصمیمات استراتژیک )
۸۳٫    خود بینی و اعتماد به نفس کاذب و علاقه مندی به مدح و ثنا موجب از هم پاشیدگی نظام مدیریتی می گردد.
۸۴٫    نیکی کردن به دیگران بدون منت گذاری.
۸۵٫    برای هر کس کاری مناسب و مطابق با توانمندیهای او در نظر گرفته شود. ( ارزشیابی افراد و استفاده در مصادر شغلی مناسب )
۸۶٫    هر کاری را در جای خود انجام ده.
۸۷٫    باید به مدیران مسئولیت به کارگیری افراد را داد.
۸۸٫    هنگام خشم و عصبانیت تصمیم مگیر .
۸۹٫    هر عقوبتی باید بعد از یادآوری معاد باشد.
۹۰٫    مدیر هم باید الگویی نیکو از یک مدیر موفق داشته باشد.
۹۱٫    همه کارکنان را یکسان نگریستن .
۹۲٫    مطابقت درون با بیرون.
۹۳٫    دادن حق دیگران قبل از گرفتن حق خود.
۹۴٫    نیکی به انسانهای فتنه جو ، علاج آن است.
۹۵٫    نسبت به متمردان و قانون شکنان باید سیاست نرمی و درشتی را با هم به کار بست. ( جاذبه و دافعه )
۹۶٫    پاداش مدیر باید به قدر ضرورت باشد.
۹۷٫    تواضع ویژگی مدیران است.
۹۸٫    از لغزش و خطاهای جوانمردان درگذرید. ( گذشت )
۹۹٫    به بخشش عادت کردن هر چند که کم باشد.
۱۰۰٫    یاری جستن و توکل بر خدا راز موفقیت می باشد.
نوسنده :حمیدرضا پرنیان

درباره ی حمیدرضا هاشمی علیا

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد . فیلدهای موردنیاز علامت گذاری شده اند *

*

*

code

بپر بالا !